تبليغاتX
سایبر نامه

سایبر نامه

از این زمانه دلم سیر می شود گاهی

 

میشنوم صدای قلب یه پسری که تازه داره پا میزاره توی این دنیا تا یه سری بزنه

چه سریع میگزره زندگی ! زندگی یعنی چی ؟؟ آغاز صدای قلبت تا آغاز صدای قبرت

فاصله این بدبختی تا بدبختی بعدی

خدا از وقتی رفتی کافر زیاد شده ، آسمون سیاه شده

شبا بی ماه شده ، کار همه ریا شده

همه نیمچه خنده ای دارن ، گرچه شب سیاه ست

یه بچه ی دیگه با پدری که نداره خرج تحصیلات

... Please Wait

خدا بده قرآنی بهم تا قسم بخورم تو خواستی از خاک پاشیم

تو گفتی آدما این زمین من ، این همه نعمت من ، پاک باشین

هیشکی نگرفته درس از دین من

زمین شده سرزمین غم ، سرزمین من

کافر شم تا عرشم و از یاد ببرم

که یه روزی کجا بودم و الان روی این زمین پست خسته رو فرشم

در عجبم چرا باید بیایم پایین چند سال زجر بکشیم

دوباره برگردیم بالا بعد شصت سال

از بهشت بیایم و مقصد بعدی آتیش باشه

آخه خدای من آتیش تا کی ؟؟

 ... Please Wait

خدا تو روحتو به من امانت دادی

اما من نداشتم لیاقت امانت داری

خدا نمیبینی اون بالا صلحه

این پایین دائما جنگه

نمیبینی اون بالا انسان پاک ارزش داره

ولی این پایین ببین مایه ننگه

نوزاد بعدی رو پس نزار بیاد پایین

تو این شیش میلیارد قربانی زیاد داریم

 

 ... Please Wait

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط CS |


 

 

دوباره خزون اومد نم نم بارون میزنه تو صورتم
بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیوونتم
رعدو برق فهمیده انگار زندگیم شده غم انگیز
دستای کی رو گرفتی زیر بارونای پاییز
میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره
ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره

خزونم داره میره نموند برگی رو درخت ها
من هنوز منتظرم توی جاده تک و تنها
دیگه بارون نمیباره توی جاده پر برفه
به خدای آسمونا عشقت از یادم نرفته
میخوام اینجا با تو باشم زیر برف وباد و بارون

نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون

نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط CS |


 

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

هرکسی نغمه خود خواند و از صحنه رود

صحنه پیوسته بجاست

خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد

 

 خب ، زندگی همینش قشنگه دیگه !

این جمله از فردریش نیچه یادتون باشه : آنچه برای یک نفر سزاوار است را نمی توان گفت برای یک فرد دیگر هم سزاوار است. حکم یکسان صادر کردن برای همه غیر اخلاقی ست .

 

+ نوشته شده در ساعت توسط CS |




بردی از یادم . دادی بر بادم . با یادت شادم
دل به تو دادم . در دام افتادم . از غم آزادم
دل به تو دادم . فتادم به بند
ای گل بر اشک خونینم نخند
سوزم از سوز نگاهت هنوز
چشم من باشد به راهت هنوز

چه شد آنهمه پیمان . که از آن لب خندان
بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن

کی آیی به برم . ای شمع سحرم
در بزمم نفسی . بنشین تاج سرم . تا از جان گذرم

پا به سرم نه . جان به تنم ده
چون به سر آمد . عمر بی ثمرم

نشسته بر دل غبار غم . زآنکه من در دیار غم
گشته ام غمگسار غم
گشته ام غمگسار غم
گشته ام غمگسار غم
گشته ام ...


+ نوشته شده در ساعت توسط CS |


X

توی این صفحه ،
نه می خوام کد بنویسم
نه تحلیل مدار
نه طراحی شبکه
و نه هیچ چیز دیگه

فقط میخوام حرفای دلم رو توی قالب شعر بزنم
فقط همین


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته چهارم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386



پیوندها

Pocket Media
OnSMSLine
My Yahoo! 360 page
دختری در مه
دجاوو
رهاااااااااا
رسواترین
گیلاس آبی
دابی یه جن آزاد
مهریون
ترانه