تبليغاتX
سایبر نامه

سایبر نامه

از این زمانه دلم سیر می شود گاهی

 

نور بودم در روز
سایه بودم در شب

خود هستی بودم

روشن و رنگی و مرموز و دوان

من عفریته مرا افسون کرد
بیکرانه است دریا
کوچیکه قایق من
های ... آهای
تو کجایی ؟
عشق بی عاشق من
سردمه
مثل یک قایق یخ کرده روی دریاچه یخ ‚ یخ کردم

سردمه
خب برو زیر لحاف
صد لحاف هم کممه

می دونی چیه عزیزم
تو سینه ام قلبم داره یخ می زنه
اون وقتش توی سرم , کوره روشن کردند

پاتو چرا بستی به تخت ؟

پامو بستم که اگه یه وقت

زمین سکوت کنه طوری نشم

کی , کی گفته زمین میخواد سقوط کنه ؟

قانون دافعه گفت

 

کی تا حالا برگشته به کودکیش ؟

کی ؟ کجا ؟

کی ؟ کجا ؟

می خواستم , میخواستم اما مقدورم نشد

باید مقدورم بشه

 

آه !

خنده های بی دلیل

گریه های بی دلیل

خیره گی ها , خیره گی ها , خیره گی

خیره گی ها و سکوت

خیره گی و افق سرخ غروب

خیره گی و علف ترد بهار

خیره گی و شبح کوه و درختان در شب

خیره گی و چرخش گردن جغد

خیره گی و بازی ستاره ها

خنده بر جنگ بز و گیوه پهن مادر

گریه بر هجرت یک گربه از امروز به قرنی دیگر

خنده بر عرعر خر

 

من !

من باید برگردم

تا تو قبرستون ده , غش غش زیسه برم

به سگ از شدت ذوق , سنگ کوچیک بزنم

توی باغ خودمون انار دزدی بخورم

وقتی که هوای حلوا کردم با خدا حرف بزنم

 

آخه !

من باید برگردم تا به مادرم بگم , من بودم که اون شب

شیربرنج سحریتو خوردم

من بودم , من بودم که اون شب شیربرنج سحریتو خوردم.

 

من می خوام برگردم به کودکی !! 

من می خوام برگردم به کودکی !!

دیگه چی ؟

کم و کسری نداری ؟ دیگه چیزی نمی خوای ؟

کمکم کن عشقم .

ما باید خوب بخوابیم تا بتونیم فردا , برسیم به کارمون !

اگه ما کار نکنیم چطوری جوراب و شلغم بخریم ؟

های , های , به هیچی اعتماد نکن

اگه خواستی از خونه بری بیرون

بی چراغ دستی و بی کلاه و شال , بیرون نرو !

ممکنه , خورشید یه هو سقوط کنه

یا یهو یخ بزنه

ما چرا می بینیم ؟

ما چرا می فهمیم ؟

ما چرا می پرسیم ؟

خودتو میشناسی ؟

من خودم یک سایه م

منو چی ؟

یادت می آم ؟

سایه ای در سایه ی یک سایه

چت شده یهوکی ؟

چیزی نیست !

 

 

سردمه !!

مثل آغاز حیات گل یخ

 

سردمه !!

مثل یک سیب لهیده توی یخچال سونی.

عین آمال و محال

 

دوست داری بریم بیرون ؟ یه کم گردش کنیم ؟

همه چیو از یاد ببریم ؟ دستا رو حلقه کنیم ؟ سفارش بلال بدیم...

بغل دریاچه ها , عکس رنگی بندازیم , قوها رو نگاه بکنیم , ابرا رو

یادته میگفتی : ما شعور مطلق آفاقیم ؟

چیمون از خرسای قطبی کمتره؟

بی خیال انسان !

بی خیال تشنه ها و دریا ! بی خیال گشنه ها و صحرا !

به خدا ایمان داری ؟؟؟؟؟؟

خدا , تو چشم پروانه است وقتی از روزنه پیله

اولین نگاهش به جهان می افته...

خدا بزرگتر از توصیف انبیاست

بام ذهن آدمی , حیات خانه خداست

خدا به من نزدیکه , همین قدر که تو از من دوری !

 

سردمه !!

مثل یک سگ که توی جنگ سگی

حس بویائیش ,رفته باشه از دست

عین فیلسوف و سوال  

 

سردمه... !!
مثل یک بابونه

که تو گوش تردش , باد , هی می خونه

خوشگله ؟!!!


ما چرا می بینیم
ما چرا می فهمیم
ما چرا می پرسیم
مگس هم می بینه
گاو هم میبینه
می بینه که چی بشه ؟
که مگس به جای قند نشینه رو منقار شونه به سر
گاو به جای گوساله اش کره خر رو لیس نزنه
بز بتونه از دور بزغالشو بشناسه
خیلی هم خوبه که ما میبینیم
ورنه خوب کفشامون لنگه به لنگه می شد
اگه ما نمی دیدیم از کجا می فهمیدیم که سفید یعنی چه ؟
که سیاه یعنی چی ؟
سرمون تق می خورد به در
پامون می گرفت به سنگ
از کجا می دونستیم بوته ای که زیر پامون له می شه
کلم یا گل سرخ  ؟
هندسه تو زندگی کندوی زنبور چشم آدمه



ما چرا می بینیم ؟

ما چرا می فهمیم ؟

ما چرا می پرسیم ؟

گربه هم می فهمه

رود هم می فهمه

سنگ هم میفهمه

 

می گی نه ؟ می گی نه ؟

خب دم گربه رو لگد کن !

سنگ و صیقل بده و بوداش کن !

اگه وارونه اش کنی , شکل یک خمره می شه

خمره رو خرد بکنی خاک می شه

خاک هم می فهمه , باد هم می فهمه

اگر بخوای به آشیون یه کلاغ نزدیک بشی

و به جوجش دست بزنی چشمتو درمی آره !

همچی قارقار می کنه

که انگاری دختر شاه پریون

سر هفتا دختر , یه پسر کاکل زری زائیده ...

 

کز کردی تو شونه هات و خودتو می بینی ... !

پرده ی پنجره چشماتو وردار و ببین دنیا را , دیدنیه !!

چشم ما رفتنیه! زندگی مهلت پرسیدن به ماها نمی ده ...

این جهانی که همش مضحکه و تکراره !

تکه تکه شدن دل چه تماشا داره ؟...

 

 

سردمه !!

مثل یک چوب بلال , که تو قبرستون افتاده باشه

عین کودک و خیال

پس چرا مورچه دونه می بره ؟

همچی تند و تیز می ره که انگاری

اگه نره چرخ دنیا پنچره !

جیرجیرک برای کی می خونه ؟

شب چرا تاریکه ؟ ماه چرا طلائیه ؟ گل چرا رنگینه ؟

آفتابگردون بی جهت می گرده ؟

کبوتر بی خودی می چرخه ؟

بغ بغو بی معناست ؟

همین جوری رو پارچه عکس شقایق می کشن ؟

موشه بی هیچ لذتی بچه می زاد ؟


آخرین باری که یخ زدم تو چشمای ترت

توی تلخی نگاهای پر از حسرت من
گرمی دست تو رو دستای من شیرین بود
دستای گرمتو ارزونیم کن
ای وجودت پره ایثار و امید
توی راه قصه قربونیم کن


سردمه سردمه سردمه
مث یه قایق یخ کرده رو دریاچه یخ ، یخ کردم

سردمه

مث سمپاشی مزرعه تو چشمای ملخ ، یخ کردم

دست تو
دست تو گرمی تابستون داغ
وطنه

ولی من

ولی من مث یه برف سرد رو قله سردم

ای نگاه تو مثل کوره داغ
سردمه مثل یه قایق روی یخ
ای حضورت مثل گرمی اجاق
آره یاد تو همیشه یادمه

تو که گفتی به زمین دل نمی دی
تو که تو قرن شب و ماتم و درد
هق هق تلخ خدا رو میشنیدی

سردمه سردمه ، بخدا سردمه
بخدا سردمه

 

 

+ نوشته شده در ساعت توسط CS |


X

توی این صفحه ،
نه می خوام کد بنویسم
نه تحلیل مدار
نه طراحی شبکه
و نه هیچ چیز دیگه

فقط میخوام حرفای دلم رو توی قالب شعر بزنم
فقط همین


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

هفته چهارم شهریور 1387

هفته اوّل شهریور 1387
هفته چهارم مرداد 1387
هفته سوم مرداد 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386



پیوندها

Pocket Media
OnSMSLine
My Yahoo! 360 page
دختری در مه
دجاوو
رهاااااااااا
رسواترین
گیلاس آبی
دابی یه جن آزاد
مهریون
ترانه